مطالعات پلنگي (1388) و سين و دت (1995) نيز بالا بودن گاز توليدي را بيان?گر بالا بودن انرژي متابوليسمي و همچنين نيتروژن قابل تخمير و ساير مواد مغذي لازم براي فعاليت ميکروارگانيسم?ها بيان مي?کنند. همچنين کن و همکاران (1999) نشان دادند که در خوراک?هاي حاوي درصد بالاي پروتئين به?دليل آنکه گازکربنيک در مايع باقي?مانده و خارج نمي?شود در روش توليد گاز ارزش انرژي?زايي اين مواد خوراکي کمتر از ميزان واقعي برآورد مي?گردد بنابراين وقتي که نمونه?هاي خوراکي از لحاظ درصد پروتئين زياد باشد بايد مقدار گاز توليدي در نمونه?هاي با پروتيئن زياد تصحيح گردد. کريشنا مورلتي و همکاران (1991)، نشان دادند که در تمام نمونه?ها بيش از 80 درصد از کل گاز توليدي در 24 ساعت اول تخمير، توليد شده و درصد توليدگاز در تمام نمونه?هاي مختلف در دو ساعت اول پس از انکوباسيون متفاوت بوده و با افزايش زمان انکوباسيون، تفاوت در نسبت گاز توليدي کاهش پيدا مي?کند. اين امر بيان?گر آن است که تفاوت?هاي بين مواد خوراکي در تخمير بخش قابل?تجزيه، فقط درساعت?هاي اوليه انکوباسيون صورت مي?گيرد. نتايج کاهش تفاوت در نسبت گاز توليدي در گونه?هاي مختلف با گذشت زمان با نتايج تحقيق حاضر همخواني داشته و با گذشت زمان اختلاف گاز توليدي درگونه?هاي مطالعه شده کم مي?شود. نتايج مطالعات رسولي و همکاران(1391) و قره?شيخلو و همکاران (2012) نيز با نتايج تحقيق حاضر مطابقت دارد.
برررسي نتايج پارامترهاي توليد گاز نشان مي?دهد که بيشترين مقادير b (توليد گاز بخش غيرمحلول) و a+b (پتانسيل توليد گاز)مربوط به گونه C.comans وکمترين مقدار مربوط به يونجه و L. sativa مي‎باشد. يونجه داراي بيشترين مقدار (c) و C.comans داراي کمترين مقدار مي?باشد. بيشترين مقادير ماده آلي قابل?هضم (OMD)، اسيدهاي چرب زنجيره کوتاه (SCFA)، انرژي متابوليسمي (ME) و انرژي خالص شيردهي (NEL) در گونه C.comans و کمترين مقادير در گونه L.sativa مشاهده مي?شود. کن و همکاران (1999) اين شرايط را به تبع ساختار گياهي و در ارتباط با وجود پروتئين بالاتر و کم بودن کربوهيدرات?هاي ساختاري در گونه گياهي بيان مي?کنند. با توجّه به نتايج ترکيبات شيميايي و توليد گاز، ميزان پروتئين بالا و ADF پايين?تر در گونه C.comans نسبت به گونه يونجه با بيشترين ADF و گونه L.sativa با کمترين پروتئين و توليد گاز در بين گونه?هاي مطالعه شده، دور از انتظار نمي?باشد.
نتايج تجزيه?پذيري ماده خشک و پروتئين نشان مي?دهد که بيشترين مقادير تجزيه?پذيري مربوط به گونه M. sativa و کمترين مقادير تجزيه?پذيري ماده خشک مربوط به C.comans و کمترين تجزيه پروتئين مربوط به مخلوط گونه?ها مي?باشد. با توجّه به اين?که گونه يونجه داراي بيشترين پروتئين مي?باشد چنين نتيجه?اي در قابل انتظار مي?باشد ولي در مورد گونه C.comans با توجّه به پروتئين بالا و ميزان ADF پايين، چنين نتيجه?اي قابل انتظار نمي?باشد. به نظر مي?رسد چنين شرايطي به علت وجود برخي مواد ضد تغذيه?اي در گونه مذکور بوده که جمعيت ميکروبي را تحت تأثير قرار داده باشد. در مورد تيمارمخلوط گونه?ها، مخلوط شدن سه گونه داراي اثرات متقابل بوده و اثرات C.comans نيز در تيمار مخلوط خودنمايي مي?کند. نتايج نشان مي?دهد که ميزان تجزيه?پذيري ماده خشک در گونه L. sativa تا زمان 16 ساعت انکوباسيون کمترين مقادير تجزيه?پذيري ماده خشک و پس از زمان انکوباسيون 16 ساعت تا پايان زمان انکوباسيون (96 ساعت) بيشترين مقادير را به?خود اختصاص داده و با گونه يونجه دريک تراز قرار مي?گيرد. به نظر مي?رسد که چنين شرايطي به علت سازگاري بهتر جمعيت باکتريايي شکمبه با گونه مذکور و احتمالاً دارا نبودن مواد ضد تغذيه?اي براي از بين بردن جمعيت ميکروبي شکمبه مي?باشد. همچنين نتايج تجزيه?پذيري ماده خشک و پروتئين در کيسه?هاي نايلوني در تمام گونه?هاي مطالعه شده نشان مي?دهد با افزايش زمان انکوباسيون، روند تجزيه?پذيري روند صعودي داشته و در تمام زمان?ها از يک روند يکساني پيروي مي?کند. اين پديده به علت تغيير جمعيت ميکروارگانيسم?ها در شکمبه بعد از خوراک دادن و تأثير خوراک قابل توجيه مي?باشد (نجف نژاد، 1385). با توجه به اين?که ابتدا ديواره سلولي گونه?هاي گياهي مورد تغذيه واقع مي?شوند، لذا تجزيه?پذيري ديواره سلولي نقش موثري در تجزيه محتويات و ساير مواد مغذي را دارا مي?باشد، زيرا غلطت بالاي ديواره سلولي مانع از شکسته شدن ديواره سلولي شده و سبب کاهش نفوذ ميکروبي مي?گردند (بالد و همکاران، 1993). نتايج اين تحقيق با نتايج مطالعات رسولي و همکاران (1391)، قره?شيخلو و همکاران (2012) و صالح پور و همکاران (2012) مطابقت دارد.
نتايج تجزيه?پذيري موثر ماده خشک و پروتئين با روند موجود در آزمايش?هاي هضمي مطابقت داشته و در تمام سرعت?هاي عبور در شرايط نگهداري، پروار وشيردهي بيشترين مقادير مربوط به گونه يونجه و کمترين مقادير تجزيه?پذيري موثر ماده خشک در تمام سرعت?هاي عبور مربوط به گونه C.comans و در رابطه با تجزيه?پذيري موثر پروتئين مربوط به مخلوط گونه?ها مي باشد. با توجه به اين?که گونه يونجه داراي بيشترين پروتئين مي?باشد چنين نتيجه?اي در قابل انتظار مي?باشد ولي در مورد گونه C.comans با توجّه به پروتئين بالا و ميزان ADF پايين، چنين نتيجه?اي قابل انتظار نمي?باشد. به نظر مي?رسد چنين شرايطي به علت وجود برخي مواد ضد تغذيه?اي در گونه مذکور بوده که جمعيت ميکروبي را تحت تأثير قرار داده باشد. در مورد تيمارمخلوط گونه?ها، مخلوط شدن سه گونه داراي اثرات متقابل بوده و اثرات C.comans نيز در تيمار مخلوط خودنمايي مي?کند. اين که به علت ساختار سلولي و پروتئين بيشتر سبب مي?شود که در سرعت?هاي مختلف عبور تجزيه?پذيري موثر ماده خشک و پروتئين بيشتر باشد. ميزان تجزيه?پذيري ماده خشک و پروتئين به مدت زماني که نمونه در شکمبه باقي مي?ماند، بستگي خواهد داشت و هرچه سرعت عبور بيشتر باشد تجزيه?پذيري موثر به علت سازگاري کم و تأثير کم ميکروارگانيسم?هاي شکمبه کمتر خواهد شد (حاتمي (1384)، گوسلينگ، 2004).
نتايج همبستگي بين ميزان تجزيه?پذيري ماده خشک و پروتئين در کيسه نايلوني داراي همبستگي 99% مي?باشد. همچنين بررسي همبستگي مقادير بدست آمده در بين مقادير توليد گاز، ناپديد شدن ماده خشک و پروتئين در کيسه نايلوني در هر تمام گونه?هاي مورد بررسي نشان مي?دهد که همبستگي ميزان گاز توليد شده با تجزيه?پذيري ماده خشک و پروتئين در تمام زمان?هاي انکوباسيون يکسان در دو روش کيسه نايلوني و توليد گاز به ترتيب برابر 92% و 93% مي باشد. با توجّه به همبستگي بالايي که بين داده هاي توليد گاز و ناپديد شدن شکمبه اي ماده خشک و پروتئين خام وجود دارد روش توليد گاز مي?تواند جايگزين مناسبي براي برآورد قابليت تجزيه?پذيري مواد خوراکي باشد. قره?شيخلو و همکاران (2012)، رسولي و همکاران (1391)، پلنگي (1388) نيز در بررسي ارتباط بين مقادير توليد گاز و نا پديد شدن ماده خشک را بالاتر از 90% گزارش کرده و بيان مي?کنند روش توليد گاز مي?تواند جايگزين مناسبي براي برآورد قابليت تجزيه?پذيري مواد خوراکي باشد. مهدوي و همکاران (1384) نيز همبستگي بين تجزيه?پذيري ماده خشک، پروتيئن، ميزان گاز توليدي بالا بوده و لذا پيش?بيني تجزيه?پذيري اين فراسنجه?ها از روي ميزان گاز توليدي بدون انجام آزمايشات هضمي امکان پذير مي باشد. البته تقي زاده و همکاران (2008)، با بررسي ارزش غذايي يونجه با روش?هاي کيسه?هاي نايلوني و توليد گاز، همبستگي بالا ميان دو روش را نشان داده ولي ارزش هاي بالاتري به روش In situ در مقايسه با توليد گاز بيان مي?کند. منصوري و همکاران (1382) در بررسي ميزان تجزيه پذيري ماده خشک و پروتئين خام يونجه به روش کيسه هاي نايلوني ميزان همبستگي بين درصد تجزيه?پذيري ماده خشک و حجم گازتوليدي را (975/0= r) و ميزان همبستگي بين درصد تجزيه?پذيري پروتئين خام و حجم گاز توليدي را (936/0= r) گزارش کردند. کاملاک و همکاران (2005) با مقايسه روش?هاي آزمايشگاهي توليد گاز و کيسه هاي نايلوني در تخمين تغييرات ماده خشک بيان نمودند که روش توليد گاز جهت پيش?بيني ماده خشک بهتر مي?باشد. در اين تحقيق نيز روش توليد گاز که با روش کيسه داراي همبستگي بالايي مي?باشد با توجّه به کم هزينه بودن و عدم نياز به کيسه?گذاري و فيستوله، به عنوان روش بهتر معرفي مي?شود. هر منحني توليد گاز از نظر نوع ماده تخمير شونده شامل دو مرحله است که مرحله اول مربوط به تخمير مواد يا قسمت محلول در آب و مرحله دوم مربوط به تخمير بخش نامحلول در آب است. در حالي که در روش کيسه?هاي نايلوني بخش محلول در آب فقط از روي ناپديد شدن مواد از کيسه به?وسيله شستشو آن هم با خطاي بالا برآورد مي?شود اين در حالي است که اين روش، در ارتباط با روند تجزيه و تخمير بخش محلول در آب هم اطلاعاتي نمي?دهد(کان و همکاران، 1996؛ کان و همکاران، 1997). يک ارجحيت ديگر روش توليد گاز به روش کيسه هاي نايلوني اين است که فقط با انجام يک دوره انکوباسيون، هم قابليت هضم ظاهري و هم قابليت هضم حقيقي قابل برآورد مي?باشد. اين روش ممکن است قابليت هضم ظاهري را بيش از مقدار واقعي برآورد کند که اين ايراد ناشي از تخمير ثانويه جسد ميکروارگانيسم?هاي شکمبه است. بنابراين بهتر است که براي برآورد قابليت هضم از زمان?هاي کوتاه?تر انکوباسيون استفاده شود که در اين مورد ساعت 24 انکوباسيون کمترين خطا را دارد (بومل و ارسکف، 1993؛ کان و همکاران، 1996).

5-3- نتيجه گيري کلي
طبق نتايج به?دست آمده با توجّه به رايگان بودن منابع مطالعه شده و ارزش غذايي و تجزيه?پذيري مناسب و يا حتي بيشتر از يونجه امکان استفاده و جايگزيني براي بخشي از جيره غذايي دام?ها را دارا مي‎باشند. نتايج مقايسه بين روش?هاي اندازه?گيري شده نشان مي?دهد که روش طيف?سنجي مادون?قرمز مي?تواند جايگزيني مناسب براي روش شيميايي در تجزيه مواد گياهي باشد. همچنين مقايسه روش?هاي هضم?پذيري در گونه?هاي مطالعه شده نشان مي?دهد که روش جديد توليد گاز بدون نياز به شرايط دام زنده به?راحتي مي?تواند جايگزيني مناسبي براي برآورد هضم?پذيري باشد بدون اين?که نياز به زمان و هزينه و دام زنده در تمام طول آزمايش باشد. نتايج نشان داد که گونه?هاي مورد بررسي امکان جايگزيني در جيره غذايي برا ي تأمين بخش پروتئيني جيره دام?ها را دارا بوده و مي?تواند به عنوان منبع خودرو با کيفيت پروتئيني مناسبي لحاظ شود. با توجّه به مقادير بسيار فراوان و رشد خوب و خودروي در تمام مناطق شمال کشور و رايگان بودن اين منابع غذايي در صورت برنامه?ريزي براي استفاده از گونه?ها از نظر اقتصادي به صرفه بوده و مي?تواند در برنامه?ريزي?هاي غذايي مد نظر باشد، به?طوري که ارزاني وهمکاران (2006) استفاده از گرامينه?ها جهت تغديه دام را در ترکيب با گونه?هاي خانواده لگومينوزها مناسب گزارش مي?کنند.

5-4- پيشنهادات
با توجّه به اين?که اغلب مطالعات در بخش دامي با استفاده از روش?هاي شيميايي اندازه?گيري شده است بهتر است در راستاي گسترش استفاده از روش?هاي نوين و کم هزينه مطالعات بيشتري براي تأکيد بهتر و دقيق?تر صورت پذيرد.
با توجّه به توصه براي استفاده از روش توليد گاز بهتر است براي قطع وابستگي اين روش به مايع شکمبه تحقيقات که در ساير جاها براي جايگزيني مايع شکمبه به?وسيله مايع مدفوع صورت پذيرفته در ايران نيز در بخش?هاي مختلف انجام پذيرفته تا روند انجام اين روش به ميزان زيادي ساده?تر نيز گردد.
بهتر است براي تغيير ديدگاه تنها محور بودن چند علوفه شناخته شده، مطالعات بيشتري

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید